{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

پلیس من...p10

(دیگه ویدیو هوش مصنوعی رو توی اسلاید ها نمی‌ذارم)

𝕄𝕪 𝕡𝕠𝕝𝕚𝕔𝕖...

ته: هی با تو ام

کوک:ته... اذیتم نکن

ته: نه بهم بگو چی شده؟(جدی)

اشک توی چشمای جونگ کوک جمع شده بود

ته: هی جونگ کوک (بهت) کسی اذیتت کرده؟( مهربون و بسی نگران)

جونگ کوک دست تهیونگ رو گرفت و سمت خودش کشید و بغلش کرد و توی بغلش زد زیر گریه

تهیونگ توی شوک بود فقط شروع کرد آروم موهای جونگ کوک رو نوازش کردن

ته: چی شده جونگ کوک؟(مهربونم)

کوک: ا امروز سالگرده... مامانمه...

ته: چرا بهم نگفتی؟(صورت جونگ کوک رو توی دستش گرفته)

کوک: نه نمی خواستم تا تو ناراحت بشی(چشمای اشکی به تهیونگ نگاه می کنه)

ته: چرا؟(غم)

کوک: چون دوست...دارم

تهیونگ با شوک به جونگ کوک نگاه کرد صداش توی سرش اکو می شد: چون دوست دارم

ته: به ببین تو الان مستی...داری هذیون...

حرفی با قرار گرفتن لب کوک روی لبش قطع شد با شوک به جونگ کوک نگاه کرد کوک با عشق می بوسیدم بعد یه مدت به خودش اومد چشماش رو بست و شروع کرد همراهی کردن

ببخشید خیلی کم نوشتم فردا زیاد تر می نویسم لطفاً خودتون لایک کنید شرط نمی دارم

#تهیونگ
#جونگ_کوک
#تهکوک
#BTS
دیدگاه ها (۱۱)

پلیس من...p۹

پلیس من...p8

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط